صرف انجام وکالت برای وکیل در یک موضوع خاص نمی تواند دلیل متقن و کافی برای متخصص شدن در یک امر باشد. زیرا پرداختن به موضوعات حقوقی، یعنی بررسی چهارچوب حقوقی موضوعی که به وجود آمده است (حادث). در حالیکه آن موضوع حقوقی و دیگر موضوعات تا قبل از به وجود آمدن اختلاف هم وجود داشته اند و صرفا به دلیل اختلاف فی مابین کارفرما و پیمانکار در یک موضوع خاص ایجاد شده اند. پس با این بحث نمی توان «وکالت تخصصی» را صرفا ناشی از انجام و تکرار یک امر دانست. پس باید چگونه نگریست؟

بنظر می رسد در این بحث، لازم است به پیشینه کسب یک تجربه پرداخت. یک فرد با کسب تجربه در انجام یک شغل به مانند مهندسی و بالاخص در  کسب تجربه در عملیات اجرایی در کارگاه های ساختمانی با تنوع و ساختارهای مختلف، نگرشی متفاوت از آن کسی که در یک موضوع صرف به حل اختلاف پرداخته است خواهد داشت. در این راستا اگر چنانچه مهندس مزبور به حرفه وکالت هم بپردازد به مراتب از کسی که صرفا با گذراندن دوره های موسوم به وکالت تخصصی به این درجه نایل می شود دارای نگرش تحلیلی و پیش‌بینی پذیری بالایی از روند آتی پرونده خواهد داشت. فلذا موضوع «وکالت تخصصی» امری نیست که بتوان صرف گذراندن چند ساعت دوره بدان نایل گردید. پس با این استدلال ها ، پیش بینی حق الزحمه یک «وکیل متخصص» در یک رشته به مراتب بایستی بیشتر از یک وکیل امری طبیعی می باشد.